تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

426

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

سلطنت شيرويه ( كه آغاز آن 25 فوريه 628 و پايان آن تقريبا در سپتامبر 628 مسيحى است ) بايد سال تقويمى نوى آغاز شده باشد . آغاز اين سال نو تقويمى بر خلاف عقيدهء موردتمان آغاز اعتدال ربيعى نبوده است « 1 » بلكه چنان كه سن مارتين گفته است اوّل فروردين ماه بوده است « 2 » كه در آن سال با 17 ژوئن مصادف بوده است . دربارهء سال ايرانى آراء گوناگون هست ولى فن گوت‌شميد « 3 » از مدّتها پيش استدلال كرده است كه ايرانيان دو نوع سال داشته‌اند : يكى سال رسمى دينى كه آغاز آن را با اضافهء يك ماه كبيسه در هر 120 سال همواره در نزديكى اعتدال ربيعى نگاه مىداشته‌اند ، و ديگر سال عادى عرفى بىكبيسهء مذكور ( مدت سال ايرانى 12 ماه سى روزه بود به اضافهء 5 روز اندرگاه يا خمسهء مسترقه كه مجموعا 365 روز مىشود ) . سال عرفى عادى هميشه بدون كبيسه بود و فقط هنگامى از سال رسمى دينى متأثر مىشد كه در سال كبيسه ، پنج روز اندرگاه را به آخر ماه اضافه شده يا ماه كبيسه مىافزودند . چون سال عرفى بىكبيسه بود در يك دورهء 1440 ساله ( 120 * 12 ) آغاز اين سال دوباره با آغاز سال رسمى دينى منطبق مىشد « 4 » . اما

--> ( 1 ) - گزارش جلسهء آكادمى پادشاهى علوم مونيخ ( 1869 ج 1 ص 503 به بعد ) و گاه‌شمارى ساسانيان ( ص 3 به بعد ) . اگر بنا به فرض آغاز اعتدال ربيعى آغاز سال معمولى ايران بوده باشد و اگر ايرانيان مىتوانسته‌اند دخول آفتاب به برج حمل را درست حساب كنند باز آغاز سال با همهء تكميل نواقص سالها كه فقط با كبيسهء صد و بيست‌ساله صورت مىگرفت مىبايست از آغاز اعتدال ربيعى تا اندازهء زيادى منحرف شده باشد . موردتمان معمولا 22 مارس ( يوليائى ) را آغاز سال ايرانى مىشمارد ولى چنان كه همكار ستاره‌شناس من وينكه Winnecke مىگويد روز مذكور فقط تا سال 275 از سلطنت ساسانيان مىتواند به تقريب روز مبدأ اعتدال ربيعى باشد و روز 21 مارس نيز كه موردتمان در جاى ديگر آن را آغاز سال گفته است فقط در صدسال اول سلطنت ساسانيان مىتواند مبدأ اعتدال ربيعى باشد . ( 2 ) - اما در محاسبهء اين روز سن مارتين از روش نادرستى پيروى مىكند . ( 3 ) - گزارش مجمع علمى پادشاهى ساكس ، قسمت فلسفى تاريخى ، سال 1862 اوّل ژوئن . ( 4 ) - در هر دو نوع محاسبه آغاز ماهها يكى بوده است ( يعنى آغاز ماه به طور مطلق نه ماه بخصوص ) و فرقى كه در عمل پيدا مىشده اين بوده است كه در يكى آغاز سال هميشه اوّل